السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
619
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
كن . » « 1 » گويم : عمر با آن گفتههايش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم را بيازرد و خشمگين كرد آنچنان كه گونههاى ايشان برافروخت و اهل سنّت تلاش كردهاند كه اين مطلب را مخفى دارند ؛ ولى بر پژوهشگران اخبار و آثار پوشيده نمىماند . طبرى در بيان جنگ بدر گويد : « ما را محمّدبنعبيد المحاربى ، حديث كرد از اسماعيلبن ابراهيم ابويحيى ، از مخارق ، از طارق ، از عبداللَّهبن مسعود كه گفت : از مقداد صحنهاى را ديدم كه اگر من آن را داشتم از هر چيز در زمين بيشتر دوست مىداشتم . او مردى سواركار و جنگجو بود . و اگر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم خشمگين مىشد گونههايش برافروخته مىشد . در آن حالت مقداد نزد او آمد و گفت : بشارت ده اى رسولخدا ، به خداوند سوگند ما به شما نمىگوييم آنگونه كه بنىاسرائيل به موسى گفتند : تو و پروردگارت برويد و بجنگيد و ما اينجا نشستهايم . » و ليكن سوگند به كسى كه شما را به حق برانگيخت حتماً در پيشاپيش و پشت سر و در سمت راست و چپ تو خواهيم بود تا اينكه ( در ركاب تو كشته شويم يا ) خداوند براى شما گشايشى و پيروزى فرستد . » « 2 » و بعضى از مورّخان اهل سنّت سخنان ابوبكر و عمر را حذف كردهاند ؛ چون يكى نمايانگر ترس و سستى و ديگرى شامل ستايش كافران و ستمگران است . در « طبقات ابنسعد » آمده است : « رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم به سمت پايين حركت نمود و نزديك بدر كه رسيد خبر مسير حركت قريش را دريافت كرد . پس به اطّلاع اصحاب خود رسانيد و با آنان مشورت نمود . مقدادبنعمرو بهرانى گفت : سوگند به كسى كه تو را به حق برانگيخت ، حتّى اگر ما را به برك الغماد « 3 » فراخوانى با تو همراهى مىكنيم تا به آنجا برسيم . » « 4 » بعضى ديگر از مورّخان اهل سنّت گفتهها را حذف كرده و به جاى هر كدام
--> ( 1 ) . السيرة الحلبية 2 / 386 . ( 2 ) . تاريخ طبرى 2 / 14 . ( 3 ) . برك الغماد : گفته شده است شهر حبشه يا موضعى در يمن است . ( 4 ) . طبقات ابنسعد 2 / 434 .